حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی عرب زاده، از مبلّغان شهرستان آمل، در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به فرا رسیدن یوم الله سیزدهم آبان اظهار داشت: «استقلال» و «نفی سلطه و وابستگی»، یکی از ارکان بنیادین و تحریفناپذیر مکتب سیاسی امام خمینی است. این اصل از «محکمات» اندیشه ایشان محسوب میشود؛ زیرا بر اساس ملاکهای تشخیص بینات اندیشهی امام، این مفاهیم بهصورت مکرر و مستمر در تمام منابع و بیانات ایشان تکرار شده و به عنوان یکی از اصول هفتگانهی مکتب ایشان شناخته میشود.
تأکید گسترده بر استقلال در بیانات و وصیتنامه
کارشناس دینی خاطرنشان کرد: مقابله با استعمار و نفی وابستگی، در کنار مبارزه با استبداد داخلی، رکن دوم مبارزات امام خمینی (ره) بوده است. امام راحل (ره) در طول سه دهه رهبری و مبارزه (از سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۶۸)، بیش از هزار بار بهطور مستقیم، به مسئله «استقلال» به عنوان یک آرمان انقلاب و نیازی حیاتی برای جهان اسلام اشاره کردهاند. اهمیت این موضوع در وصیتنامهی سیاسی-الهی ایشان نیز مشهود است؛ بهطوری که واژهی «استقلال» بهتنهایی سیزده بار و مفاهیم مرتبط با آن نظیر «خودکفایی»، «نفی سلطهی شرق و غرب» و «نفی غربزدگی»، نزدیک به چهل بار مورد تأکید قرار گرفته است.
استقلالطلبی؛ نقطهی آغازین قیام پانزده خرداد
وی یادآور گردید: رهبر نهضت اسلامی، وابستگی رژیم پهلوی به ابرقدرتها و اربابان خارجی را یکی از اصلیترین دلایل مخالفت با آن نظام میدانستند. حضرت امام (ره) استقلال و آزادی را از آرمانهای اولیهی قیام پانزده خرداد معرفی کردند. از نظر ایشان، دلیل اصلی خشم آمریکا و دستورات آن به رژیم پهلوی برای سرکوب علما و مردم، همین اراده پولادین ملت ایران برای کسب استقلال و نفی سلطه بود. در واقع، آمریکا زمانی متوجه خطر شد که دید ملت ایران به رهبری علما، مصونیت کارگران آمریکایی را به بهانهی استقلال ملی به چالش کشیده است.
مقابله با ذلت و پذیرش زندگی عزتمند
حجت الاسلام و المسلمین عرب زاده تصریح نمود: امام خمینی (ره) از همان ابتدای قیام، ریشهی سرکوبها را در وابستگی رژیم شاه به غرب میدیدند. رهبر کبیر انقلاب صراحتاً اعلام کردند که رژیم پهلوی با علما و مردم، معامله «بردگان قرون وسطا» میکند و تأکید داشتند که زندگی در سایهی وابستگی و ذلت را هرگز نمیپذیرند. امام (ره) قطع سلطهی اجناب و تحقق استقلال ملی، تنها راه خروج از وضعیت اسارت و بازگرداندن مجد اسلامی به کشور بود؛ لذا استقلال را نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برای بقا و کرامت انسان و جامعه اسلامی میدانستند.
کاپیتولاسیون؛ خط قرمز استقلال ملی در اندیشهی امام خمینی(ره)
مبلغ شهرستان آمل با اشاره به تاریخ مبارزاتی رهبر کبیر انقلاب اسلامی (ره) اظهار داشت: یکی از برجستهترین مصادیق مبارزه امام راحل (ره) با سلطه بیگانگان، ایستادگی در برابر لایحهی استعماری کاپیتولاسیون بود. این لایحه با اعطای مصونیت قضایی به اتباع آمریکا، در واقع پای استکبار را به امور داخلی ایران باز میکرد و عزت ملی را به طور کامل نابود میساخت. امام (ره) با درک خطر این قرارداد، آن را نماد فروختن استقلال کشور در ازای منافع مادی دانستند.
وی خاطرنشان کرد: سخنرانی آتشین امام خمینی (ره) در آبان سال چهل و سه در اعتراض به کاپیتولاسیون، چنان تکانی به رژیم شاه و آمریکا داد که در نهایت منجر به تبعید ایشان شد. امام(ره) در آن سخنرانی با تأثری عمیق، پذیرش ذلت وابستگی را تقبیح کردند و فرمودند که «استقلال ما را فروختند». ایشان با تندی به دولت و مجلسی که خلاف اراده ملت عمل کرده و ایران را پستتر از وحشیها در دنیا معرفی کرده بود، تاختند و تأکید کردند که این دولت و مجلس هیچ ارتباطی با ملت ایران ندارند و تنها هدفشان جلب رضایت ابرقدرتهاست.
کارشناس دینی ابراز داشت: در دوران نهضت اسلامی، در حالی که بسیاری از مبارزان ملیگرا و کمونیست معتقد بودند پیروزی بر رژیم مسلح پهلوی بدون حمایت یکی از دو بلوک شرق یا غرب محال است، امام خمینی (ره) بر اتّکال مطلق به خداوند و اعتماد به قدرت درونی ملت تأکید داشتند. امام امّت (ره) با صراحت اعلام کردند که انقلاب ایران برخلاف تمامی انقلابات تاریخ، «غیر وابسته» است و تنها وابستگی آن، وابستگی به مبدأ وحی و خدای تبارکوتعالی است. این رویکرد، تضمینکننده این بود که نظام سیاسی آینده، هرگز ابزاری در دست ابرقدرتها نباشد.
استقلال به مثابه ناموس اسلام
حجت الاسلام و المسلمین عرب زاده اظهار داشت: حضرت امام راحل (ره) استقلال مملکت را در کنار دفاع از قرآن و ناموس اسلام قرار دادند. خمینی کبیر (ره) در سختترین شرایط سرکوب، زندگی با ظالمان را بر مرگ در راه استقلال، سعادتمندانه میدانستند. از نظر ایشان، جرم علمای اسلام و مسلمانان تنها این بود که در برابر استعمار ایستادند و از استقلال کشور دفاع کردند. این ایستادگی در برابر هرگونه فشار خارجی، همان ریشه و بنیانی است که باعث شد انقلاب اسلامی از یک حرکت مردمی به یک نظام پایدار تبدیل شود که امروز نیز بر همان اصل «نفی سلطه» استوار است.
هشدار امام خمینی (ره) به دیپلماتها؛ وابستگی، ریشهی کشور را به تباهی میکشاند
کارشناس دینی با اشاره به مبانی اندیشهی سیاسی حضرت امام خمینی (ره) اظهار داشت: استقلال در اندیشهی امام (ره) فراتر از یک شعار، یک سبک زندگی و مدیریت بود. امام عزیز (ره) همواره تأکید داشتند که ما بر اساس فرهنگ و تفکر ملت خودمان عمل میکنیم و هرگونه پذیرش مدیریت یا اراده خارجی، در واقع پذیرش ذلت است. از این رو، استقلال ملی را شرط لازم برای هرگونه پیشرفت و کامیابی جامعه اسلامی میدانستند.
وی گفت: حضرت امام (ره) در وصیتنامهی سیاسی-الهی خود، که در جایگاه ولیفقیه، اوامری حکومتی و الزامآور است، توجه ویژهای به وزارت امور خارجه داشتند. ایشان به صراحت به وزرای خارجه در تمام دورانها سفارش کردند که مسئولیت سنگینی بر عهده دارند تا در سیاست خارجی، استقلال و منافع کشور را حفظ کنند. از دیدگاه امام (ره)، روابط با دولتهای دیگر تنها زمانی پذیرفتنی است که آن دولتها قصد دخالت در امور داخلی کشور را نداشته باشند.
مبلّغ شهرستان آمل در تبیین هشدار امام (ره) درباره وابستگی افزود: یکی از کلیدیترین آموزههای امام راحل این است که از هر امری که «شائبه وابستگی» داشته باشد، بهطور قاطع احتراز شود. حضرت امام (ره) هشدار می دادند که وابستگی در برخی امور، ممکن است در ابتدا ظاهری فریبنده داشته باشد یا منفعت و فایدهای زودگذر و در حال را فراهم آورد، اما در نتیجه، ریشهی کشور را به تباهی خواهد کشید. این یعنی هرگونه امتیازدهی در برابر قدرتهای خارجی به بهانهی منافع اقتصادی یا سیاسی، در بلندمدت به قیمت نابودی استقلال ملی تمام میشود.
حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی عرب زاده با اشاره به تداوم رویکرد استقلالطلبانه در دوران پس از انقلاب اظهار داشت: همانگونه که انقلاب اسلامی بر پایه نفی استبداد داخلی و سلطه خارجی شکل گرفت، پس از پیروزی نیز شعار «نه شرقی، نه غربی» به محور اصلی سیاستهای امام خمینی (ره) تبدیل شد. سفارش امام راحل (ره) بر آن بود که استبداد داخلی فروپاشیده، اما ریشههای استعمار آمریکا، شوروی و انگلیس همچنان در خاک ایران باقی است؛ و برای رسیدن به استقلال حقیقی، باید تمامی اشکال نفوذ سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی اجنبگان بهطور کامل قطع شود.
تسخیر سفارت؛ تجلی رکن دوم انقلاب
کارشناس دینی خاطرنشان کرد: امام راحل (ره) تسخیر لانه جاسوسی آمریکا را «انقلابی دیگر» نامیدند؛ زیرا اگر در انقلاب سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت، رکن اول یعنی «نفی استبداد» محقق شد، در این واقعه، رکن دوم یعنی «نفی سلطه آمریکا» تبلور یافت. از نگاه امام خمینی (ره)، دلیل هیاهوی شیطان بزرگ پس از این واقعه، کوتاه شدن دست آمریکا از ذخایر و منافعش در ایران بود. تسخیر سفارت در واقع اعلام کرد که ملت ایران دیگر پذیرای توطئهها و جاسوسیهای بیگانگان در خاک خود نیست و استقلال ملی را بر هرگونه رابطهای که منجر به وابستگی شود، ارجح میداند.
وی افزود: یکی از درخشانترین جلوههای استقلالطلبی امام (ره)، در سالهای سخت جنگ تحمیلی و فشار اقتصادی بود. در شرایطی که ایران با تهدیدات داخلی و خارجی روبهرو بود، گرایش به شوروی میتوانست حمایتهای مالی و نظامی گستردهای را به همراه داشته باشد، اما امام خمینی (ره) هرگز به شرق چراغ سبز نشان ندادند. رهبر کبیر انقلاب (ره) حتی در بحرانیترین لحظات، در برابر دخالت شوروی در افغانستان موضع گرفتند و صراحتاً اعلام کردند که معنای «نه شرق و نه غرب»، عدم دخالت هر دو جبهه در امور ایران است. این ایستادگی ثابت کرد که استقلال برای امام خمینی (ره)، یک شعار سیاسی نبود، بلکه یک اصل اعتقادی و راهبردی بود.
احترام متقابل؛ چارچوب روابط بینالملل
مبلّغ شهرستان آمل یادآور گردید: تأکیدات مکرر امام خمینی (ره) بر استقلال، از آن جهت است که وابستگی در یک حوزه، بهسرعت به حوزههای دیگر سرایت میکند. اگر دیپلماسی و سیاست خارجی بر پایه وابستگی باشد، استقلال سیاسی و نظامی نیز از بین خواهد رفت. لذا، پایبندی به وصیتنامهی امام راحل (ره) و اجتناب از هرگونه دلبستگی به شرق و غرب، تنها راه تضمین بقای نظام اسلامی و حفظ کرامت ملت ایران است تا همواره بر پای خود استوار بماند و هرگز به تکیهگاههای متزلزل خارجی اعتماد نکند.
وی ابراز داشت: مهمترین اصل در سیاست خارجی امام خمینی (ره)، حفظ استقلال و برقراری ارتباط بر مبنای «احترام متقابل» با کشورهایی بود که خوی سلطهگری نداشتند. ایشان رابطه با تمامی کشورهای شرق و غرب را جایز میدانستند، به شرط آنکه این روابط موجب خدشه به استقلال جمهوری اسلامی نشود. از نگاه ایشان، هرگونه قراردادی که منجر به سلطه بیگانگان گردد، مردود است. امام راحل (ره) تأکید داشتند که ما نه به ظلمی تسلیم میشویم و نه به کسی ظلم میکنیم و هرگونه تعامل سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی باید در راستای مصالح ملی و بر پایه عزت و سربلندی ملت باشد.










نظر شما